مطالبی در تحلیل روانی انسان‌ها در زندگی و بازارهای مالی
 

کمک به فرد بحران‌زده در خودکشی

متاسفانه اخیراً نرخ خودکشی به علل فشارهای اجتماعی و اقتصادی بالا رفته و هر از چندی خبر خودکشی هموطن عزیزی را می‌شنویم. همکاران عزیزمان در بیمارستان روزبه یک خط ویژه برای همیاری تلفنی با عزیزانی که در بحران هستند و به خودکشی فکر می‌کنند راه‌اندازی کرده‌اند. این عزیزان از ساعت 14 الی 24 هر روز می‌توانند بصورت تلفنی با عزیزان صحبت کنند. این شماره را در شبکه‌های اجتماعی خود همرسانی کنید.

ره‌آوا

021-54467000

صندوق‌های مشترک سرمایه‌گذاری یا ملک آس در لندن؟

یکی از اقوام ما (که عمرش دراز باشد از بس که دوست‌داشتنی و با مرام است) خیلی وضع مالی خوبی دارد و معمولاً درآمدهای مازادش را صرف خرید آپارتمان‌ در لندن می‌کند و آن‌ها را اجاره می‌دهد. وقتی از او علت این مدل سرمایه‌گذاری را پرسیدم، گفت چون بازدهی آن عالی است و بطور متوسط سالی 10% بازدهی دارد. و راست می‌گوید: 10% بازدهی روی پوند (یا دلار و یورو) عالی است و حدود 5% هم از محل اجاره ملک بازدهی دارد ولی هزینۀ تعمیرات و مالیات هم هست. اما این نرخ بازدهی در ایران بدست نمی‌آید؟ چرا!

اردیبهشت سال 1387 صندوق مشترک کارگزاری بانک ملی پذیره نویسی می‌کرد و هر واحد صندوق 100 هزار تومان بود (دلار 910 تومان بود- لینک به روزنامه دنیای اقتصاد اردیبهشت 87). بنابراین هر واحد صندوق 110 دلار هزینه داشت. الان هر واحد همان صندوق 61.3 میلیون تومان است و با دلار 52 هزار تومانی می‌شود 1.180 دلار، یعنی 10.7 برابر شده است. بازدهی متوسط آن در طی 15 سال می‌شود کمی بیش از 17%! یعنی بهتر از ملک در لندن!

این بازدهی برای یک سرمایه‌گذاری passive عالی و در حد بازدهی نبوغ وارن بافت است ولی ما چشممان به املاک لندن است (تازه اگر خوب چشمانمان باز باشد)! تازه 1 میلیون پوند اضافی هم که برای خرید ملک در لندن نداریم! تازه ویزا هم بهمان نمی‌دهند که یک سفر برویم آنجا چه برسد به خرید ملک!

پس هموطن دقت!

اندر مزایای نداشتن بیمه درمانی!

بیمه در ایران و در هر کجای دیگر دنیا فقط به نفع سهامداران شرکت بیمه است! من سالهاست بیمه ندارم (البته یک بیمه عمر دارم که در واقع اگر زنده بمانم یک سپردۀ بانکی درازمدت است و اگر به رحمت الهی بپیوندم خسارتی به ورثه‌ام می‌دهند و البته بیمۀ بیماری‌های خاص مانند سرطان و اینها هم هست).

امروز رفتم آزمایشگاه پارسه برای چک آپ. جای سوزن انداختن نبود و نفر جلویی که پذیرش شد، دیدم شماره 504 گرفت. از بلندگو صدایی آمد که شماره 402 به نمونه‌گیری! دیدم 100 نفر توی صفند و لااقل یکساعت باید بمانم. خواستم برگردم و یک روز دیگر بروم ولی ماندم. پذیرش که شدم دیدم صف پرداخت‌های آزاد با بیمه فرق دارد! شماره 4 بودم و یک نفر هم جلوی من نبود. سه دقیقه بعد کارم تمام شده بود و به این فکر می‌کردم که چقدر در حق بیمه‌ شدگان اجحاف می‌شود. البته طبیعی است. وقتی می‌خواهی مسئولیتت کلاً با شرکت بیمه باشد باید هزینه هم بدهی.

بهتر است بجای دادن پول به تأمین اجتماعی، حق بیمۀ خودتان را جمع کنید و در سهام بنیادی دراز مدت سرمایه‌گذاری کنید. سال 1390 وقتی هیأت علمی دانشگاه آزاد بودم، حق بیمۀ یکسال من حدود 1.5 میلیون می‌شد (ماهی حدود 125 هزار تومان). همان سال صندوق پیشرو مفید پذیره نویسی می‌کرد و 15 واحد آن را 1.5 میلیون تومان خریدم. الان قیمت همان واحدها (که از همان موقع مانده) 172 میلیون است (یعنی بازدهی مرکب 48% سالانه که یک بازدهی معمولی در بین صندوقهای مفید است).

بیایید 24 سال حق بیمه را به همین نحو پردازش کنیم. معمولاً حق بیمه حدود 8 تا 10% حقوق خالص دریافتی است (این را از روی فیش حقوقی سال 90 دانشگاه آزاد و پژوهشگاه نیرو می‌گویم). در سال می‌شود حقوق یک ماه. همۀ حق بیمه‌های 12 سال قبل از 1390 و 12 سال بعد از 1390 را در سال 1390 با نرخ بازدهی صندوق، سرمایه‌گذاری می‌کنیم. یعنی حق بیمۀ 24 سال، هر یک بطور متوسط 1.5 میلیون تومان، به مدت 12 سال (از سال 1390) در صندوق بماند. بازدهی صندوق را هم 45% می‌گیریم:

24*1.5*1.45^12= 3.100میلیارد تومان

صندوقهای بهتری هم هست که بازدهی‌های 55 و 60 درصد داشته‌اند و دارند ولی روی همین حداقلها می‌مانیم.

یعنی الان اگر من با 24 سال سابقه از دانشگاه بازنشسته می‌شدم، باید به من 3 میلیارد تومان پاداش (بدون حقوق مستمری) می‌دادند که برم پی کارم و مثلاً ماهی 62 میلیون تومان سود بانکی آن را بگیرم (که البته کار درستی نیست و برای مقایسه با آنچه می‌دهند مثال زدم). ولی احتمالاً الان به یک همکار بازنشسته (تازه اگر بگذارند بازنشست بشود) با این شرایط 500 میلیون سنوات و ماهی 15 تومان حقوق می‌دهند (معادل ماهی 25 میلیون، نه بگو 30 میلیون)!

خلاصه: بجای اینکه پولتان را بدهید به شرکت بیمه، خودتان آن را در بازۀ 30 ساله سرمایه‌گذاری کنید (در ساده‌ترین حالت صندوق مشترک از مفید یا هر کارگزاری خوشنام دیگر بخرید) و هر وقت مریض شدید با عزت و احترام بخشی از آن را هزینه کنید و در صف هم نایستید!
امید که تنتان سالم و سرتان سبز باشد.

سود سرمایه‌گذاری در درازمدت

حوالی مهرماه سال 1390 قیمت سهام سرمایه‌گذاری پردیس 120 تومان (معادل 10 سنت) بود. یادم هست در این قیمت‌ها خریدم. بعد از 3 ماه تا 105 تومان پایین آمد و تا آخر سال دوباره به هموان 120 برگشت. طبیعی است که برای من که ذات سرمایه‌گذاری در بورس را درک نکرده بودم این به معنای ضرر بود چون لااقل 10% می‌شد سود بانکی گرفت. خلاصه، در مجمع سود اندکی تقسیم شد و بعد از مجمع هم سهم باز پایین آمد و به 100 تومان رسید و 6 ماه آزگار در همین قیمت ماند. در مهر 91 با عصبانیت سهم را در 100 تومان فروختم و آن موقع دلار بالای 2000 تومان بود، یعنی معادل 5 سنت فروختم.

الان اگر نگاه کنید در این 11 سال، همان سهم اولاً 22.5 برابر افزایش سرمایه داده است. ثانیاً در این مدت سود نقدی تقسیم کرده که فرض می‌کنیم همه را برای افزایش سرمایه خودش مصرف کرده باشیم.

هر سهم 100 تومانی آن زمان الان 22.5 سهم است به قیمت هرکدام 450 تومان که 10هزار تومان می‌شود فروخت (معادل 20 سنت). سالی هم 2000 تومان سود می‌سازد و گاهی هم خوب تقسیم می‌کند: یک سهمی که من 10 سنت (و خیلی گران نسبت به سال بعدش) خریده بودم الان 20 سنت می‌ارزد و سالی 4 سنت سود می‌سازد!

غرض اصلی من معرفی این سهم نبود. خیلی سهم‌های دیگر هست که بسیار بهتر از این عمل کرده‌اند. این یک نمونه از خروار بود. قصد من این بود که بگویم سود در بازار سرمایه بصورت معوق ساخته می‌شود. یعنی همواره در بازبینی گذشته می‌فهمیم چه چیزی ارزش خرید داشته ولی ما الان متوجه آن می‌شویم. این دقیقاً شبیه به شکل‌گیری تروما در افراد نوروتیک است. همواره بعداً یک رویداد در گذشته تروما می‌شود و این خاصیت ضمیر ناهشیار است.
می‌خواهم دو جمله قصار بگویم به یادگار: «بازار سرمایه ساختاری شبیه به ضمیر ناهشیار دارد». «موفقیت در بازار بیش از اینکه به کار هشیار بستگی داشته باشد، به فرایندهای ناهشیار متکی است». بیخود نیست که افراد کمی در آن موفق می‌شوند.

قسمت ما هم این است که در مورد نقش فرایندهای ناهشیار در موفقیت در بازارهای مالی پژوهش کنیم. سودش را البته کسانی می‌برند که این فرایندهای ناهشیار در آن‌ها کار می‌کند!

یک محاسبه سر انگشتی ساده برای سود شرکت بورس

هر کی سهامدار شرکت بورسه و دوست داره هر روز مثل اون پادشاهی که توی رابینهود بود درآمدهاش رو بشمارد می‌تواند اینجوری عمل کند:

اگر کل ارزش معاملات روزانه که در سایت tsetmc یا tse.ir زده می‌شود (بر حسب همت) را در 0.21 ضرب کنید کل سود خالص شرکت بورس در اون روز بدست می‌آید (مشابهاً برای یک دوره). مثلاً در دوره 8 ماهه منتهی به انتهای آبان این رقم 1550 همت بوده و سود خالص این دوره 325 میلیارد تومن می‌شود. با تقسیم بر تعداد کل سهام شرکت و ضرب در تعداد سهامی که دارید سود شما قابل شمارش می‌شود. خدا بده برکت!

یک روش دیگر استفاده از ارزش معاملات سهام (جمع دو بازار اول و دوم) و ضریب 0.34 است. در مثال فوق این رقم برای 8 ماهه اول سال 1402 حدود 950 همت است و با این فرمول هم رقم سود 323 میلیارد تومان است.

البته این محاسبات خیلی خیلی سرانگشتی هست و ارزش و نسبت معاملات بازارهای مختلف بسیار تعیین کننده است (بعلت تفاوت شدید کارمزد آن‌ها). همچنین با توجه با اینکه هزینه‌ها ثابت است این محاسبه در یک رنج نرمال (الان حدود 9 همت در روز برای ارزش کل معاملات) صادق است. طبیعی است اگر ارزش معاملات نصف شود ممکن است سود شرکت حتی به صفر برسد و اگر ارزش معاملات 2 برابر شود، ای بسا سود شرکت 3 برابر گردد.

ولی به هر حال موقتا و برای یکی دو سال می‌توان با این فرمول از چشم انداز سود هر سهم این شرکت خبر داشت. اگر حجم معاملات همین حدود یعنی بین 7 تا 10 همت در روز باشد، انتظار دارم سود هر سهم 250 ریال باشد (سود خالص کل سال= 455 میلیارد تومان، حجم کل معاملات امسال 2150 همت). این باشد اینجا تا وقتی صورتهای مالی 1402 بیاید.

 
  BLOGFA.COM