پورنوگرافی، مصداقی است بر نیاز علم به آشکارسازی و "عینیت مطلق"
این جمله به تحلیل بودریار از گذار از امر جنسی به پورنوگرافی و ارتباط آن با مفهوم عینیت مطلق (absolute objectivity) اشاره دارد. در نگاه او، میل و امر جنسی در گذشته به واسطه‌ی پنهان‌کاری، ممنوعیت و رمزآلودگی معنا می‌یافتند. میل به چیزی تعلق داشت که تا حدی دست‌نیافتنی، در پرده و غیرمستقیم بود. اما با پیشرفت تکنولوژی، علم و رسانه‌ها، یک فشار برای نمایش و آشکارسازی کامل همه چیز به وجود آمده است. این فشار، همان «عینیت مطلق» است؛ یعنی دیگر هیچ چیزی پنهان، نانوشته یا در حال تفسیر باقی نمی‌ماند، بلکه همه‌چیز به سطح می‌آید و شفاف می‌شود.

در این چارچوب، پورنوگرافی نماد این تحول است، زیرا در آن، عمل جنسی دیگر با رمز و راز، انتظار، اغواگری و پیچیدگی همراه نیست، بلکه در قالبی کاملاً عینی، بی‌واسطه و بیش از حد مشهود (overexposed) ارائه می‌شود. در واقع، میل جای خود را به تأکید بر نمایش داده است؛ به‌جای این‌که میل در فقدان، اشتیاق یا تمنای غیرمستقیم شکل بگیرد، اکنون در شفافیت مطلق محو می‌شود. به عبارتی، میل دیگر به سمت غایب‌بودگی و تمنای غیرمستقیم حرکت نمی‌کند، بلکه تماماً در امر حاضر و آشکار تحلیل می‌رود.

بودریار این تحول را بخشی از گذار از امر نمادین (Symbolic) به امر شبیه‌سازی‌شده (Simulacrum) می‌داند، جایی که هر چیز با نمایش بی‌پایان و افراطی خود، معنای اولیه‌اش را از دست می‌دهد. به همین دلیل است که او پورنوگرافی را نه صرفاً نوعی نمایش جنسی، بلکه نمونه‌ای از گفتمان معاصر می‌بیند که در آن هر چیزی باید بی‌کم‌وکاست و عریان آشکار شود، تا جایی که دیگر جای هیچ رازی باقی نماند و در نتیجه، میل به طور کلی فرومی‌پاشد.