در مورد سیمان
سیمان مادهی اصلی تولید بتن است و بتن دومین کالای پر مصرف در جهان از لحاظ حجم و وزن پس از آب است. در سال 2011 حدود 3,470 میلیون تن سیمان در جهان تولید و مصرف شده است و پیشبینی میشود این مقدار در پایان سال 2013 به 4,000M تن برسد.
ایران با داشتن ظرفیت تولیدی بالغ بر 77M تن در سال (در پایان سال 90)، حدود 2% از کل ظرفیت تولید جهان را در اختیار دارد و پس از چین، هند و آمریکا در رتبهی چهارم جهانی قرار دارد. با تکمیل طرحهای نیمه تمام، این ظرفیت تا پایان سال 94 به 94M تن خواهد رسید. در سالهای اخیر مجوزهای دیگری برای تاسیس کارخانه سیمان اخذ شده است که به دلایلی که گفته خواهد شد وارد عملیات ساخت نشدهاند.
بیایید ببینیم هزینه احداث یک کارخانه سیمان چقدر است؟ قراردادهای ساخت یک کارخانه کامل (شامل خط بستهبندی پاکتی) در اینترنت حاکی از قیمتی در حدود 100M تا 110M یورو برای ظرفیت 1M تن در سال است (مثل قراداد 168M یورویی شرکت دانمارکی FLSmidth با قطر برای تولید 5000 تن سیمان در روز یا حداکثر 1.750M تن در سال- یا قرارداد 250M دلاری -معادل حدود 140M یورو- شرکت ThyssenKrupp آلمان با اندونزی برای ایجاد ظرفیت 1.7M تن در سال و ...). با درنظر گرفتن نرخ مبادلهای یورو یعنی 3300 تومان، مطابق این قراردادها حداقل به 330 میلیارد تومان برای ساخت 1M تن ظرفیت سالانه نیاز است. علاوه بر این باید هزینهی زمین، تاسیسات زیر بنایی (آب، برق، گاز)، مجوزها، ساختمانها و سولهها را به قیمت فوق افزود. علاوه بر اینها ساخت کارخانه حداقل 2 سال طول میکشد و هزینهی مالی بر پروژه تحمیل میکند.
اگر تمام هزینههای جانبی را 30% هزینه تجهیزات و خطوط تولید بگیریم و فرض کنیم کارخانه طی یکسال و با نرخ بهره 20% ساخته میشود، آنگاه هزینه جایگزینی یک کارخانه مشابه سیمان غرب با ظرفیت 1.2M تن در سال حدود 500 میلیارد تومان خواهد شد (حدود 415 میلیارد تومان برای هر 1 میلیون تن ظرفیت). نکتهی جالب اینجاست که ارزش بازار شرکت سیمان غرب در حال حاضر 250B تومان است یعنی نصف ارزش جایگزینی آن.
حالا فرض کنیم هزینهی ساخت ظرفیت 1 میلیون تنی در سال بجای 415 میلیارد تومان، 300 میلیارد تومان باشد. ظرفیت تولید هلدینگ فارس و خوزستان (سفارس) 19M تن در سال است که در سال 90، 24% از بازار داخل و 21% از بازار صادراتی را در اختیار داشته است. حتی با فرض فوق ارزش جایگزینی زیر مجموعههای این هلدینگ چیزی معادل 5700 میلیارد تومان است اما ارزش بازار آن در حال حاضر کمتر از 1400B تومان است یعنی در حد یک چهارم ارزش ذاتی!
چیزی که این روزها روی آن حرف و حدیث هست ماندهی بدهی ارزی شرکتهای سیمانی است. طبق گزارش 6 ماههی منتهی به 30آبان 91، کل خالص بدهی ارزی مجموعهی سفارس 211M یورو و 8 میلیون دلار امریکا، 6 میلیون درهم امارات و 6 میلیون دینار بحرین است که در مجموع کمتر از 230M یورو است. با کسر این مبلغ با نرخ مبادلاتی از عدد قبلی، خالص ارزش جایگزینی داراییهای شرکت معادل 4900B تومان است و باز قیمت سهام خرد آن در بازار کمتر از یک سوم ارزش ذاتی آن است!
همین اعداد و ارقام برای هلدینگ سیمان تهران هم قابل محاسبه است. وضعیت مالکیت ستران در شرکتهای سیمانی و تولید آنها در سال 91 به شرح زیر است:
|
شرکت |
مالکیت ستران |
تولید 91 (تن) |
سهم تولید ستران |
|
سیمان تهران |
100% |
3.6M |
3.6M |
|
سیلام |
51% |
1.4M |
0.71M |
|
سهگمت |
80% |
1.8M |
1.44M |
|
گیلان سبز |
88% |
1M |
0.88M |
|
نهاوند |
51% |
1M |
0.5M |
|
لوشان |
67% |
0.15M |
0.1M |
|
فیروز کوه |
12% |
1M |
0.12M |
|
بجنورد |
5% |
1.6M |
0.1M |
|
جمع کل: |
7.4M تن |
||
یعنی مجموعه هلدینگ سیمان تهران و شرکت اصلی ظرفیت تولید سالانه 7.4M تن سیمان دارند که ارزش جایگزینی آن به نرخ 300 میلیارد برای هر یک میلیون تن ظرفیت، 2200B تومان است و با کنار گذاشتن بدهی 84 میلیون یورویی ستران، خالص ارزش جایگزینی آن 1900B تومان است ولی ارزش روز بازار در نماد ستران 750B تومان است (40% ارزش جایگزینی)! در کل صنعت سیمان حدود 700 میلیون یورو بدهی ارزی دارد که معادل 7 میلیون تن از ظرفیت 77 میلیون تنی، یعنی حدود 9% از ارزش آن است که باید به مرور پرداخت شود. بنابراین بیراه نیست اگر به قول آن دوستمان بگوییم: «بدهی ارزی سیمانیها را کلاً فراموش کنید»!
اما چرا اوضاع سیمانیها در بورس چنین است و چرا سیمانیها ارزان معامله میشوند؟
پاسخ را باید در سیاستهای دولت نهم و دهم جست. در این دوره سیمان اجازهی فروش بر اساس نرخی متناسب با عرضه و تقاضا را نداشت و به صورت دستوری قیمتگذاری میشد آن هم نه به دست صنف سیمان بلکه توسط وزارت صنایع. نرخهای دستوری نیز بسیار پایین بوده و هنوز هم هستند. قیمت سیمان در سال 83 حدود 35000 تومان بر تن بوده است و پس از گذشت 8 سال، چند برابر شدن هزینه انرژی و سایر هزینهها این قیمت به تازگی به حدود 80 تا 85000 تومان رسیده است (برای مقایسه: قیمت مسکن در این مدت حداقل 10 برابر و قیمت سوخت 4 برابر شده است و سیمان کمتر از دو و نیم برابر). نُرم قیمت سیمان در جهان بین 100 تا 120 دلار در هر تن است (یعنی حداقل 250 هزار تومان) و سیمان در ایران ارزانترین نرخ در جهان است (یک سوم قیمت جهانی)! بر خلاف فولاد که به نرخ جهانی معامله میشود، سیمان دارای نرخ مصنوعی و دستوری است. این امر باعث شده که نسبت 1 به 7 که قبلاً بین نرخ سیمان و فولاد بود به حدود 1 به 20 برسد! این نسبت باید اصلاح شود.
افزایش تند ظرفیت تولید در سالهای 80 به بعد (ظرفیت تولید در سال 1380 حدود 26 میلیون تن بود) به خاطر سودآوری این صنعت در آن دوران و عدم رشد متناسب مصرف داخلی (به خاطر توقف فعالیتهای عمرانی دولت نهم و دهم) رقابت ناسالمی برای فروش محصول مازاد بین کارخانهها ایجاد کرد که مجبور به دادن قیمتهای کمتر زیر نرخ هم میشدند. همهی اینها دست به دست هم داد تا سوددهی سیمانیها کمتر از انتظار باشد و بالتبع قیمت سهام آنها تحت تاثیر قرار گرفت.
اما افق آینده چگونه است؟
اخیراً قیمتگذاری محصول به صنف انجمن سیمان واگذار شده که مقدمات آزادسازی نرخ را فراهم میکند. بر خلاف صنف خودرو که دارای شبکهی گستردهای از فروش است، صنعت سیمان دارای چنین شبکهای نیست و این اقدام در واگذاری قیمت به صنف مقدمات ایجاد شبکهی توزیع و فروش را هم فراهم میکند. از سویی دیگر خوشبختانه ایران به خاطر همجواری با عراق و افغانستان و تاجیکستان هر سال بر صادرات خود به این کشورها میافزاید. نرخ صادرات شرکتهای مختلف متفاوت است و مثلاً در مورد سغرب، از گزارش سه ماهه سال 92 اینگونه بر میاید که نرخ فروش صادراتی درب کارخانه تقریباً 24% بیشتر از نرخ داخلی است (که سود سرشاری نصیب شبکه رانتی صادرکننده میکند!). صادرات سال 90 حدود 12 میلیون تن بوده و پیشبینی صادرات امسال حدود 20 میلیون تن است (28% از کل تولید). حدود 80% از صادرات به سمت عراق است و سیمانیهای نزدیک مرز در این زمینه مزیت دارند (مثل سغرب- سیلام- سهگمت- سکارون و ...). از سویی دیگر با تغییر رویکرد دولت جدید پروژههای عمرانی دولت و ساخت و سازها باعث افزایش مصرف داخلی خواهد شد. از سویی دیگر ظرفیت تولید تا چند سال آینده تقریباً ثابت خواهد ماند.
اخیراً مهندس نعمتزاده (وزیر صنعت) گفتهاند که سیمانیها روی صادرات 50 میلیون تنی برنامهریزی کنند!
ثابت ماندن ظرفیت تولید، افزایش صادرات به نرخ بالاتر و افزایش مصرف داخلی بی شک باعث افزایش قیمت داخلی خواهد شد (و شاید تشکیل بازار سیاه) و باعث حرکت سیمانیها به سمت ارزش ذاتی خواهد شد.
قیمت فعلی سیمان خندهدار است. یک کیلو سیمان 85 تومان، دو عدد گیلاس 100 تومان (دو عدد گیلاس 14 گرم است با نرخ 7000 تومان در هر کیلو خودتان حساب کنید)! یک کیلو سیمان 85 تومان، نیم لیتر آب معدنی 300 تومان، یک لیتر نوشابه 1500 تومان و ... . یکی از دوستان از حیف و میل سیمان در پروژههای ساختمانی به دلیل ارزانی بیش از حد آن صحبت میکرد. تجربه نشان داده که هیچ قیمتی نمیتواند برای مدتی طولانی خندهدار باقی بماند. قیمت جهانی سیمان 100 دلار آمریکاست، یعنی حداقل تنی 250 هزار تومان.
دولت جدید برای فرار از اوضاع فعلی به حفظ و ارتقاء هرگونه صادرات نیازمند است، پس نه تنها چوبی لای چرخ صادرات سیمان نخواهد گذاشت بلکه از آن حمایت خواهد کرد. دولتمردان جدید بر حفظ و ارتقاء صنایع و از جمله صنعت سیمان مصمم هستند. با افزایش صادرات و مصرف داخل شاید دوباره بازار سیاه تشکیل شود. لذا هیچ چارهای منطقی جز آزادسازی نرخ سیمان وجود ندارد. در حال حاضر تقاوت نرخ محصول داخل و صادراتی به نفع شبکهی بزرگ رانتی سیمان خواران است. با آزادسازی نرخ، این سود سیمان به جیب تولیدکنندگان خواهد رفت.
در حال حاضر با این قیمتها سرمایهگذاری جدید در صنعت سیمان هیچ توجیهی ندارد و بازدهی خالص آن 12% است که اصلاً منطقی نیست! یعنی منطقی نیست که سرمایهگذار 500 میلیارد تومان هزینه کند تا شرکتی مشابه سیمان غرب بسازد. شرکتی که در بهترین حالت و با نرخهای فعلی امسال حدود 60 میلیارد تومان یعنی 200 تومان سود خالص برای هر سهم تولید میکند (در حال حاضر سود اعلامی شرکت 128 تومان است). با این نرخها کارخانه جدیدی احداث نخواهد شد. اما اگر نرخها آزاد شوند و سیمان حداقل به تنی 170 تا 200 هزار تومان برسد اوضاع سیمان بهتر میشود. این کار باعث جذب مجدد نقدینگی به صنعت بورسی سیمان میشود که مد نظر دولت هم هست.
یکی از دغدغههای افزایش نرخ سیمان، افزایش نرخ مسکن است. باید بگویم این نگرانی بی مورد است. دلیل اول: وقتی سه عدد گیلاس 150 تومان است، یک کیلو سیمان به قیمت 170 تومان هنوز مفت است! دلیل دوم: بیش از 50% قیمت مسکن مربوط به زمین است (در تهران حدود 70%). از سویی دیگر حتی در اسکلت بتنی هزینه سیمان 25% از کل هزینه اسکلت است و عمدهی هزینه مربوط به میلگرد است. به راحتی میتوان گفت که هزینه سیمان در مجموع کل هزینههای ساخت و ساز کمتر از 3% است (که آنرا 5% میگیریم) و افزایش صد درصدی سیمان حداکثر باعث افزایش 5% در قیمت تمام شدهی مسکن میشود ولی برای همیشه صنعت بزرگ سیمان را از چالش خارج میکند و تنها سودهای رانتی را از جیب سیمانخواران به جیب سرمایهگذاران منتقل میکند.
خلاصه: سیمانیها در آن 8 سال خیلی چلانده شدهاند و در حق آنها ستم شده است! حتی این رشد 100% اخیر در قیمت سهام سیمان (در 5 ماه ابتدای امسال) تازه شروع ماجراست. به نظرم تا 3 سال آینده (به شرطی که جنگ نشود!!) باید هر سال منتظر یک رشد 50% در سهام سیمان بود. دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد. ارزش بازار شرکتها باید به ارزش جایگزینی آنها برسد یا به آن نزدیک شود. کاری که پالایشیها و پتروشیمیها کردند. برای استفاده از این فرصت سهام این صنعت را به سبد خود بیافزایید و از آن مراقبت کنید. در افزایشهای ناگهانی روی بخش کوچکی از سهامتان نوسان بگیرید و قیمت تمام شده خود را کاهش دهید. ولی هیچگاه طمع نکنید که کل آن را بفروشید تا در قیمتهای پایینتر بخرید. ممکن است در این حین نماد برای تعدیل بسته شود و قیمتهای قبل به رویا بپیوندد!
امیدوارم این تحلیل درست و مفید باشد. مراقب باشید که مسئولیت انجام معاملات با خودتان است.